کودک با قیافه ی کثیف و ژولیده درکوچه در حال بازی کردن با توپش است.ناگهان توپ از دستش رها می شود.توپبه خیابان میرود.کودک هم به دنبال توپ به خیابان میرود.درخیابان بین مردم ونیرو
های دشمن درگیری شدت گرفته است.ناگهان یکی از نیروها برای تفریح به بچه ی کوچک شلیک میکند.کودک روی خاک داغ می غلطد و در دم جان میدهد.
آن قدر درگیری شدید است که تا 2ساعت کسی متوجه کشته شدن بچه نمیشود.بعد24ساعت نیروهای دشمن اعلام میکنند که کودک را به جای یکی از افراد خطرناک زده اند!
کودک جان داد بدون اینکه برای کسی به جزخانواده اش اهمیت داشته باشد.کسی نبود که تاوان اشک های مادر بی پناه آن کودک را بدهد.کسی نبود که روح زخمی مادر را تسلی بخشد. تک فرزند مادر به راحتی جان داده بود.ولی هیچ کس حتی به خاطر مرگ کودک توبیخ نشد.گویا خون آن بچه کم ترین ارزشی نداشت.کودک مرد بدون اینکه کسی اهمیتی بدهد.
کودک مرد چون تنها جرمش زندگی کردن در عراق بود..........چون تنها جرمش سادگی و معصومیت بود..........کودک مردولی جنگ هنوز زنده است..........کودک مرد و بدبختی هنوز زنده است..........شاید کودک مرد تا بدی ها از خونش تغذیه کنند و زنده بمانند..........وکودک مرد.
نتیجه گیری متنی که جمله بالا ازش نقل شده این بود که ما روشنفکر به معنای واقعی نداریم. اولین واکنش من بالا رفتن فشار خونم بود. شروع کردم به نوشتن یک نظر توفنده درباره اینکه روشنفکری زن ربطی به کتاب رزا منتظمی داشتن یا نداشتن نداره...بعد اما نتونستم ادامه بدم که خوب حالا به چی ربط داره؟ اصلا زن ومرد کردنش رو ول کن...روشنفکر به کی میگم؟ هرکی کتاب بیشتر خونده باشه؟ هرکی تئاتر و هنر و موسیقی بیشتر بدونه؟ هرکی عقاید خلاف عرف بیشتر داشته باشه؟ هرکی بیشتر انگلیسی بپرونه؟ زبون بدونه؟ اهل سیاست باشه؟ یا اصلا هرکی حرفای عجیب و غریب بالای دکترا -که هیچ کس نمیفهمه -بیشتر بزنه؟ دیدم خانه از پایبست ویران است...
دوکلمه Intellectualو Broad-mindedرا در نظر بگیرید. لغتنامه آنلاین برای هردو کلمه معنی روشنفکر قرار میدهد. حالا به لغتنامه انگلیسی به انگلیسی مراجعه میکنم:
Intellectual: a person who uses the mind creatively
Broad-minded: inclined to respect views and beliefs that differ from your own
اولی معنی شده کسی که ذهنش را خلاقانه به کار میگیرد. دومی معنی شده مستعد برای احترام به عقاید و باورهایی که با عقاید و باورهای شخص متفاوت هستند. فکر میکنم مشکل ما این است که اکثریت کسانی که ما روشنفکر میخوانیمشان از طبقه اولند و نه دوم. باهوشند...خلاقند...خوب فکر میکنند...خوب میفهمند...خوب بحث میکنند...اما هنر گوش دادن فراموش شده...بحث کردن را خوب بلدیم اما گفتگوی سازنده را خیر. به آنچه که در تنهایی خویش یا در جمع دوستان هم عقیده به دست آورده ایم غره ایم. نگاهی به همین وبلاگشهر کوچکمان بیندازیم. شهر پر است از فمینیست و نویسنده و شاعر و ژورنالیست و هنرمند و سیاسی کار...به وبلاگها که سر میزنی دریا دریا ایده میبینی. اما چند وبلاگ میبینی که بحث سالم بین دو نفر با عقاید مختلف در جریان باشد؟ اگر بحثی هم هست نظر چهارم به پنجم نکشیده به دعوا ختم شده...برچسب زدن به هم را اما خوب بلدیم. اگر لامذهبیم- و لابد با فکر هم به این نتیجه رسیده ایم- نمیتوانیم کلام را بدون متلک به مذهبی ها ختم کنیم. وبلاگهای فمینیستها پر است از برچسبهای متنوع به هر شیر پاک خورده ای که اندکی با حقوق زن مشکل دارد. به همین منوال است بحث آزادی جنسی و بکارت و آشپزی و رژیم و چه و چه.فکر میکنیم و به نتایجی میرسیم و نمیفهمیم که دیگران هم ممکن است فکر کنند و به نتایج کاملا متضاد از ما برسند ! نمیفهمیم که مهم اینست که طرف فکر میکند . روشنفکر به عقیده من کسیست که هم خوب فکر میکند وهم برای فکر کردن دیگران فارغ از نتیجه اش احترام قائل است. اگر با کسی بحث کردیم و گوش دادیم تا یادبگیریم به جای قانع کردنش، اگر بحث به نتیجه نرسید اما ما در پس فکرمان برای طرف بحث تنها به صرف فکر کردن احترام قائل بودیم اجازه داریم خودمان را روشنفکر بنامیم. یکبار کسی به من گفت که رسالت به پیش بردن فرهنگ هر جامعه ای به دوش روشنفکران جامعه است. من فکر میکنم گروهی که این رسالت به دوششان نهاده شده آنهایی هستند که هردو خصوصیت بالا را با هم دارند. از فکرشان خلاقانه استفاده میکنند اما هرگز اصل احترام به تفاوتها را فراموش نمیکنند. اگر شرط دوم فراموش شود با خوشفکری مواجهیم که دیر یا زود به مرض صعب العلاج خودشیفتگی دچار خواهد شد. چنین کسی بیشتر ترمز فرهنگ است تا عامل پیشرفت. حالا اگر شما فرهنگ دهخدا دارید برای من روشنفکر را از دهخدا معنی کنید...به هر جهت شاید بد نباشد از تعاریف اولیه شروع کنیم تا بعد ببینیم آیا خرید کتاب رزا منتظمی بیشتر از روشنفکری دور است یا اعتقاد نداشتن به کار کردن زنان.
پ.ن. نوشته امشاسپندان بهانه ای بود برای من که قدم بزرگی به عقب بردارم و از بالا فکر کنم. من در خوشفکری دوست نادیده ام تردیدی ندارم. این بحث شخصی نیست. تمرین روشنفکری میکنیم.
پ.ن.2. من به سایت فرهنگستان زبات فارسی رفتم. هیچ لغتنامه فارسی به فارسی آنلاینی موجود نبود. ظاهرا در اینترنت هم نداریم. با اینهمه مهاجر نبودنش عجیب است. کوزه فرهنگ لغات عمید دارد. کلمه روشنفکر در لغتنامه نبود. نزدیکترین واژه روشن رای بود که معنی شده بود روشن فکر، کسی که رای و ضمیر روشن دارد. اما اینکه این روشنایی از کجا آمده معلوم نبود. و تازه روشنایی ضمیر به نظر من کاملا نسبیست. شمع و لامپ دویست وات هردو روشن میکنند. به هر حال اصلاکمکی نکرد. شمایی که در ایران هستید و یا بیشتر از من مطالعه دارید...آیا ما هیج تعریف مشخصی در ادبیات نوین فارسی برای این واژه داریم؟ لغتنامه آنلاینی که بالا گفتم(فارسی به انگلیسی و بالعکس) برای کلمه روشنفکر فقط همان broad minded را میدهد. روزی هزار بار این کلمه را استفاده میکنم تازه فهمیده ام معنی اش را نه من میدانم نه اصولا چیز واضحیست ظاهرا!
پ.ن.3. اینها نوشته های مفیدیست که من درباره مفهموم روشنفکری پیدا کردم یا دوستان معرفی کرده اند:
با کمی اقتباس
بدون هیچ مقدمه ای می گویم از تو بدم می اید۰ازتوکه به عنوان یک بلاگرسرشناس پشت میزکامپیوترت مینشینی بدم می آیدچون خیلی مغروری،چون فکرمیکنی خیلی بزرگی ،خیلی فیلسوفی.ازتوکه خودت رایک روشنفکرمعرفی میکنی بدم می آید۰خسته ام.خیلی ها خودشان راروشنفکرمعرفی می کنندولی حتی معنیاین کلمه را نمیدانند۰خیلی هامی گویندماهرروزشرق می خوانیم،کتاب های شریعتی را هم خوانده ایم از نویسندگان بزرگ دنیاهم چیزهایی خوانده ایم بنابراین الان فردی روشنفکربادیدی بازشده ایم۰نه...نه شماروشنفکرنیستید،شماافرادی توخالی بیش نیستید،شماهافقط فکرنیکنیدروشنفکریدولی درواقع ادم هایی هستیدکه تفاسیری غلط ازچیزهایی راکه خوانده ایدرامیخواهیدبه مردم ارائه دهید۰بله من از توبلاگربی ادب بدم میآید۰توروشنفکرنمایی که حتی رسم ادب راهم نیاموختی۰نیاموختی وقتی کسی ازتودعوت به عمل می آوزددست ردبه سینه اش نزنی یاحداقل بگویی من د
عوتت را نمی پذیرم ،وقتی ازتودرخواست کمک میشود کمک کنی.تواین مسائل را نیاموختی،توغوطه ور درغرورشده ای.خودت را بزرگ فرض کرده ای،یه روشنفکرکه اگر به کسی نظر ندهد و به جایی نرود یعنی آدم است.
کمی خودت باش . کمی به درونت سفر کن و بگو خود باطنت چه به تو می گوید . ببین او چیست و کیست . این قدر پست نقاب روشنفکری نرو . لااقل خوا کند شما ها روزی شبیه چیزی شوید که الان ادعایش زا دارید.ولی از شما بعید است شمایی که حتی از نشان دادن خودتان به دیگران عبا دارید.به خدا بعیداست...
آدم را خلق کرده است که با شعور بوده است !!!ولی جدا این درسته . باشعور!!واقعا انسان های امروزی با شعورند ؟نظر منو بخواین نه. انسان های امروزی دارای اندیشه هستند . اختراعاتی می کنند که باعث تعجب همگان می شود بمب هایی مهیب اختراع می کنند . قواانین را کشف می کنند.ولی چرا؟ من جواب می دم برای اینکه انسانیت را برای اینکه انسان ها را هم نوعان خود را از بین ببرند.!!خیر از نظر من این افراد بی شعور هستند بی شعور تر از همه یی نسناس های عالم . این بشر از انسانیت بوی نبرده است این بشر تنها و تنها به فکر خودش می باشد . به فکر منافع خودش زندگی خودش ....چرا واقعا چرا؟ شاید اگر خدا به انسان شعور عطا نمی فرمود الان این همه جنکگ و جنایت در جهان رخ نمی داد شاید مردم در آرامش بودند. به نظر شما مردن در اثر بمب و سرطان بهتر است یا زندگی در یک غار . البته منظورم این نوع زندگی فلاکت باری نیست که توسط شعور به خودمان تحمیل کرده ایم بلکه زندگی با آرامش و آسایش بدون دغدغه و مشغله. باور کنید زندگی در غار بهتر است .بیایید فکر کنیم فکر کنیم و...شاید بتوانیم جلو این شعور بی شعورمان را بگیریم. شاید شاید... خدا یا چرا ما را خلق نمودی ؟چرا ما را خلق کردی تا بکشیم نژاد و انسانیتی را که در ما نهادینه کرده بودی؟ چرا دوپایی را خلق کردی که زمین سر سبزت را رمین آبادت را از بین ببرد و تبدیل به منجلابی برای مرگ کند. البته خدا در درون ما روح خدایی هم دمیده است که فکر کنیم بعضی از انسان ها از این روح بهره ای نبردهاند.خدایا انسانیت را به انسان نمایان باز گردان!آمینبا عرض سلام خدمت همه ی بلاگرهای عزیز:
من هم تا چندی ژیش یک بلاگر بودم ولی به طور ناگهای تصمیم گرفتم که وبلاگم رو تعطیل کنم . اتفاقا وبلاگم وبلاگی بود پر از بیننده ولی از نظرم دیگر نوشتن مطلب در یک بلاگ کار بیهوده ای و به طور آمیانه یه کار چرت مززخرف بود . ولی اکنون که کمی فکر می کنم میبینم که بلاگ نویسی کار چندان بدی هم نیست بنابراین تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم .
حال از شما بلاگر های عزیز عاجزانه تفاضا دارم مرا در این راه همراهی کنید تا موفق شوم. امیدوارم با نظراتقون مرا همراهی کنید
ارانتمند شمت :نگارنده